PiaderOu-605
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 12:34
اینجا دفترچه خاطرات سال های خیلی دوره. چند سالی هست که دیگه اینجا چیزی نمی نویسم مگر هر سال دی ماه آن هم به رسم یک قانون نانوشته! مثلا امسال بنویسم یک سال دیگر هم به دوستت دارم هایم اضافه شد. و دخترکمان چهار ساله شد. و تعداد موهای سفیدمان دیگر از دستمان در رفته. داریم کنار هم پیر می شویم پسر.. + ...
PiaderOu- 606
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 12:34
یازدهمین سال :) د. سه هزار و سیصد و پنجاه و یک/ شش دی ماه هزار و چهارصد و یک
PiaderOu- 602
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 15:22
۹سال پیش چنین روزی برای اولین بار همدیگررو دیدیم. فکر کنم اون روز خیلی به هردومون خوش گذشت که با وجود بالا وپایین های زندگی و مشکلات هنوز هم باهمیم.* :) *البته به علاوه ی شیرین ترین دخترک دنیا.نه سال بعد/ د.دو هزار و ششصد و بیست/شش دی نود و نه + پیـــــاده رو | Adblock test (Why?)
PiaderOu- 603
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 15:22
دلم می خواست میتونستی مرخصی بگیری تا امروز صبح با دخترکمون میرفتیم سمت بلوار کشاورز. دور اون حوض بزرگ پارک لاله، حتما هنوز سرجاشه دیگه! همون جایی که برای اولین بار همدیگرو دیدیم و عشق جوونه زد.. تو بعدها بارها گفتی من از همون اول که دیدمت میدونستم که ما باهم ازدواج میکنیم. اما واقعیت اینه که من نمید...
PiaderOu- 601
-
تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 8:36
هیچ وقت اینجوری ازش یاد نکرده بودم دخترمراستش شش دی ماه روزی بود که من عاشق پدرت شدم..... (پدرت رو نمیدونم :دی) هشت سال بعد/ د.دو هزارودویست و پنجاه و پنج/ شش دی نود و هشت
Piaderou- 591
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب چهارم-خیلی خسته بودم، خیلی..
Piaderou- 592
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب پنجم-قلبم از چند ناحیه شکسته و آه از قلب شکسته..
Piaderou- 593
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب ششم-قرار بود بنویسم از بغض ها و ناراحتی های این مدتم، از تک تک جمله هایی که آزارم داد و هیچ وقت فراموشم نخواهند شد (والبته پست های رمزدار برای خودم)، اما وقت نمیکنم تنها زمان آزادم شب هاست که متاسفانه از خسته گی زود خوابم میبره و انرژی ای برای نوشتن نمی مونه، ضمن اینکه من آدم مینیمال نویسی هستم ن...
Piaderou- 594
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب هفتم-تو چشم هات که نگاه میکنم و تو چشم هام که نگاه میکنی و دخترک بین مون در حال بالا پایین رفتنه، همون موقع است که دوست داشتنت میاد سراغم...چشم هام پر از اشکه......
Piaderou- 595
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب هشتم-چرا حتما باید نباشیم تا قدر همدیگرو بدونیم؟
Piaderou- 596
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب نهم-اگه مثل قبل پشتم بود، من الان حالم خوب بود؟
Piaderou- 597
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
شب دهم-اشک و اشک و اشک و اشک و اشک.....
Piaderou- 598
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
سال ها بعد که واسه خودت شوماخری شده بودی و من هم از این دنیا رفته بودم، وقتی با اصرار دخترک و همسرش بالاخره ماشین قدیمی ت رو با یه ماشین صفر و مدل جدید عوض کردی، به یاد امشب که من خیلی دلم می خواست بر
Piaderou- 599
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
حالا جدای از تمام حواشی های زندگی بعد از زایمان (برای من)، بدون شک نمیتونم منکر این بشم که تو بهترین اتفاق زندگی من بودی و خواهی بود ، که این روزها میان و میرن و عشق من به تو همیشه سرجاشه امیر.. کمی هم از دوست داشتن ها..
Piaderou- 600
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 23:20
اصولا من آدم بازی با اعداد نیستم و این اعداد هستند که همیشه منو غافلگیر میکنند، مثل الان که اومدم به مناسبت ششمین سالگرد عقدمون اینجارو آپ کنم، که متوجه شدم پیاده روی ششصدم هستیم و به به..خدایا ممنون برای خانواده ی کوچیک سه نفره مون..
PiaderOu- 573
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:42
خیلی دوست دارم بزنم رو دور تند ببینم آخر این چالش زندگیمون چی میشه؟
PiaderOu- 574
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:42
این که کنار هم هستیم به همه ی نداشته هامون میارزه..
PiaderOu- 575
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:42
این چهارمین سالی بود که سال تحویل کنار هم بودیم. هومممممم :)
PiaderOu- 579
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:42
امروز؛ چهار هفته.. به وقت نهم اردی بهشت :)
PiaderOu- 580
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:42
امسال سالگرد ازدواجمون خیلی متفاوت تر از سال های قبل شده! من حالم خیلی روبه راه نیست و در نتیجه خبری از تدارک دیدن برای یه جشن دو نفره نیست! حتی خبری از هدیه هم نیست. البته فردا افطارخونه هم نیستیم. ب