PiaderOu- 555 - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:02
صبح که صدام زدی و از خواب پریدم و فهمیدم خواب موندیم، گریه م گرفته بود گوله گوله.. :(((
PiaderOu- 556 - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:02
دلگرمی های توبال های من اندچیزی بگوگاهی چنانم بی توکه عبور گربه لاغری از کنارمنگرانم می کند. *شمس لنگرودی
PiaderOu- 557 - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:02
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را... *قیصر امین پور
PiaderOu- 558 - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:02
سوء تفاهمی پیش اومد و من رسما دیوانه شده بودم و تو مجبور شده بودی هدیه ای که برای سالگرد ازدواج انتخاب کرده بود رو لو بدی! (هدیه غیرمستقیم و یا شاید مستقیم به این سوء تفاهم مربوط میشد!) و امروز وقتی داشتم توری پر از دوده ی پنجره ی اتاق رو عوض میکردم و سرتاپا دوده ای! شده بودم زنگ خونه رو زدن و هدی